تبليغاتX
وقتي كه رفتي بي كسي را تازه فهميدم ...با رفتنت دلواپسي را تازه فهميدم...بغضي غريب از جنس باران در گلويم ماند ...ابري سترون قله هاي عشق را پوشاند...باد خزان پيچيد و دست ياس پرپر شد...تك شاخه افسرده احساس پرپر شد...من ماندم و يك آسمان فانوس دلتنگي شبهاي بي تو بودن
شبهاي بي تو بودن
به غمستون دلم پا بذار......جاي غم يه گل شادي بکار
اشک من بيا منو ياري بکن

گریه کن ای دیده ی در خون نشسته
ناله سر کن بغض در گلو شکسته
رفته اون که همدم و همراه من بود
سخته رفتن بی تو با پاهای خسته
وقتی رفتی نبض لحظه بی صدا شد
قامت من با شکستن آشنا شد
وقتی رفتی در به روی قصه وا شد
قصه ی غم قصه ای بی انتها شد
کاش میذاشتی سر رو شونم نازنینم
کاش می موندی ای امید آخرینم
باورم نمیشه هرگز این جدایی
باورم نمیشه رفتی که نیایی
رفتی و تو گوش من زنگ صداته
همدم بودن من خاطره هاته

 

چشمهايم را ميبندم
تو مي آيي
و باز ميکنم
تو نيستي
من ميخوام براي هميشه بخوابم

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت 18:55  توسط ياسي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
...

نوشته های پیشین
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
پیوندها

  پسری از آسمان
  جیغ
  دل نوشته های يک دل
  غنچه
  کلک خيال انگيز
  آستان جانان
  شب مهتابي
  سرزمین اسرار
  پاییز
  .: نازی و نازگلک :.
  یکی مثل تو
  پسری تنها
  عشــــــــــق + عشــــــق
  يك فاحشه ... يك پيامبر
  فتو بلاگ رامین
  قطره قطره
  دنیای کوچک من
  کاش قلب در چهره انسان نمایان بود
  شعر و احساس
سمیرا همیشه در قلب و وجود من ماندگاری...
  نیستان
  خانه دوست کجاست؟؟؟
  ...::: شبهای مهتابی :::...
  تارا و سیاوش
  روی پلکه شب
  یاس
  دلبستگان
  ماه شب چهارده
  عشق *شعر* ساخت لوگوي مجاني
  آلاچيق
  تك ستاره
  التماس
  یادداشتهای پراکنده یک عاشق ولگرد!
  عاملیت مجاز پخش سوتی!
 
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

#FFFFFF