تبليغاتX
وقتي كه رفتي بي كسي را تازه فهميدم ...با رفتنت دلواپسي را تازه فهميدم...بغضي غريب از جنس باران در گلويم ماند ...ابري سترون قله هاي عشق را پوشاند...باد خزان پيچيد و دست ياس پرپر شد...تك شاخه افسرده احساس پرپر شد...من ماندم و يك آسمان فانوس دلتنگي شبهاي بي تو بودن
شبهاي بي تو بودن
به غمستون دلم پا بذار......جاي غم يه گل شادي بکار
قدم قدم جدائيمون به مرز باور ميكشه

 

ديشب...
ديشب گريزمن زمن ازفكرتو بود
دلواپسي درقلب من ازهجرتوبود
ديشب نگاه تارمن صدها سخن داشت
اودررخ هرآينه شكوه زمن داشت
ديشب به چشمانم به جاي اشك خون بود
درحسرت ديدارتو دردل جنون بود
ديشب نبود همصحبتم جزيك قناري
اوهم براي ديدنت بي تاب, آري
ديشب غم ناديدنت ديوانه ام كرد
فكرنگاه پاك تو ويرانه ام كرد
ديشب زهجران تو بازبيمارگشتم
درآتش عشقت زعشق بيزارگشتم

پ . ص . ت . رامين

کسی نیست
 
بیا زندگی را بدزدیم , آنگاه
 
میان دو دیدار تقسیم کنیم
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 21:58  توسط ياسي | 
يه لحظه خاطراتت ، از خاطرم جدا نيست
 
حس تو   نبض تو  دست تو  خاطره شد
عشق تو  ياد تو  اسم تو   خاطره  شد
مثل يه قصه زيبا مثل يه خواب كوتاه 
من اسم تو گذاشتم قشنگترين اشتباه 
بى تو هر لحظه من شكسته بى صدا بود
اين خنده ها دروغه بى تو شادى كجا بود
حس نوازشتو هنوز رو پوست منه
گرمى خوب دستات من و آتيش مى زنه
روزاى شادى و عشق حيف كه چه زود مى گذره
از قصه من وتو چى موند به جز خاطره
يه قاب عكس خالى زير غبار هميشه
نرفته از ياد آينه هنوز رنگ نگاهت
رفتى تو از زندگيم انگار كه يه خواب بودى
تو لحظه هاى عمرم افسوس كه كم ياب بودى
مى دونستم از اول اين رسم زندگى نيست
خوشبختى ها زود گذر هرگز هميشگى نيست
به دنبال يه رويا كه هرگز دست نيافتنى بود
مى دونستم از اول قلبم شكستنى بود 

 

پشت درهايی که امتدادشان میرسيد به آخر نگاه تو
بارها شکست قلبم
بارها خود را در تکه هايش ديدم
بارها صدای آمدن پا را
صدای خشخش برگها را شنيدم
خواستم لب بگشايم
از چيزی بگويم که سالها پشت درها مانده
اينک تنهايم،
پشت همان درها
تنهايی را درک میکنم
و صدايم را آنچنان در گلو میفشارم که ديگر
شکستن تکه های قلبم را هم نمیشنوم

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 23:32  توسط ياسي | 
كجايي مرحم دردم ....
شكسته شيشه قلبم ، كجايي مرحم دردم
تو را در غربت عشقم غريبانه صدا كردم
صدا كردم تو را هستي شنيدي و گذر كردي
مرا آواره و تنها گداي در به در كردي
تو را در نم نم بارون درون كنج تنهائي
پرستيدم وجودت را دليل شور و شيدايي
درون اين قفس هر شب تو بودي و خداي تو
كوير خشك بيتابي صداي آشناي تو
دل من با نگاه تو چو گلخانه شكوفا شد
نگاه دلرباي تو بهار سبز رويا شد
تو چون دريايي بي پايان دل من قطره اي بارون
نمي بيني اسيرت را در اين تاريكي زندون
ستاره بودي و هر شب درون قاب چشمانم
طلوع ميكردي و هر دم شدي آرامش جانم
مرا تنها رها كردي ، چرا رفتي ؟عزيز دل!
تو را پيدا نخواهم كرد خيالي ، نازنيني
خيال باغ رويائي پر از افسوس يك باور
 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 16:38  توسط ياسي | 
افسوس

تنها ترا از يك برگ

با بار شاديهاي مهجورم

در ابهاي سبز تابستان

ارام مي رانم

تا سرزمين مرگ

تا ساحل غمهاي پاييزي

در سايه اي خود را رها مي كنم

در سايه بي اعتبار عشق

در سايه فرار خوشبختي

در سايه ناپايداري ها

شبها كه تنهايم

با رعشه هاي روحمان، تنها

در ضربه هاي نبض مي جوشد

احساس هستي،هستي بيمار

‹‹در انتظار دره ها رازيست››

‹‹در اضطراب دست هاي پُر،

ارامش دستان خالي نيست

خاموشي ويرانه ها زيباست››

اين را زني در ابها مي خواند

در ابهاي سبز تابستان

گويي كه در ويرانه ها مي زيست

ما يكديگر را با نفسهامان

الوده مي سازيم

الوده تقواي خوشبختي

ما از صداي باد مي ترسيم

ما از نفوذ سايه هاي شك

در باغهاي بوسه هامان رنگ مي بازيم

ما در تمام ميهماني هاي قصر نور

از وحشت اوار مي لرزيم

اكنون تو اينجايي

گسترده چون عطر اقاقي ها

در كوچه هاي صبح

بر سينه ام سنگين

در دستهايم داغ

در گيسوانم رفته از خود،سوخته،مدهوش

اكنون تو اينجايي

چيزي وسيع و تيره و انبوه

چيزي مشوش چون صداي دور دست روز

بر مردمكهاي پريشانم

مي چرخد و مي گسترد خود را

شايد مرا از چشمه مي گيرند

شايد مرا از شاخه مي چينند

شايد مرا مثل دري،بر لحظه هاي بعد مي بندند

شايد...

ديگر نمي بينم.

ما بر زميني هرزه روييديم

ما بر زميني هرزه مي باريم

ما ‹‹هيچ›› را در راه ها ديديم

بر اسب زرد بالدار خويش

چون پادشاهي راه مي پيمود

افسوس،ما خوشبخت و اراميم

افسوس،ما دلتنگ و خاموشيم

خوشبخت،زيرا دوست مي داريم

دلتنگ،زيرا عشق نفرينست!...

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 10:5  توسط ياسي | 
خدايي کن که در محراب دل تنها تو هستي

معجزه ی نشد
برای دلخوشی های روزهای بی کسی دنیا
معجزه ی نشد
برای پایان روزهای خشک
حتی قطره ایی باران نبارید
معجزه ی نشد
حتی برای فراموش کردن اسم تو
معجزه ی نشد
برای تحمل عذاب تنهایی بی تو
معجزه ی نشد
برای غرق شدن در دریای چشمان تو
معجزه ی نشد
برای تکرار روز های داشتن تو

تو انتظار جاده ها نشسته ام
ببين از اين فاصله ها چه خسته ام
اي روح سبز شاخه ها، اي عطر خوب لحظه ها
به نبض سرخ قلب تو وابسته ام
به اعتبار بودنت ، به عادت شنيدنت
گل ميده باغ پنجره ، وقتي مي خوام ببينمت
آه اي طليعة بهاري
تو اين خزون روزگار
براي شعر زندگي واژه بيار
من به فتح اسم تو دلبسته ام
از بند اين همه غرور گسسته ام
براي اولين كلام
تو بهترين بهانه اي بخاطرت سكوتمو شكسته ام
نميشه اين غريبه رو رها كني تو نيمه راه
نميشه اين شب زده رو رها كني تو بغض باغ

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1384ساعت 21:37  توسط ياسي | 
دل ديوانه ي تنها ....دل تنگ

 ناله از درد مكن
آتشي را كه در آن زيسته اي سرد مكن
با غمش باز بمان
سرخ رو با ش ازين عشق و سرافراز بمان
راه عشق است كه همواره شود از خون رنگ
دل ديوانه ي تنها دل تنگ

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست
دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست
حريف ني لبك و سوز دل نمي‌گردم
ولي درون دلم بذر صبر پروردم

دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند
و عاشقان شقايق هنوز در راهند
دلم گرفته، كسي نيست، جاده بي‌رنگ است
دلم گرفته و اين قلب ساده بي‌رنگ است
هميشه مانده‌ام اينجا، هميشه مي‌مانم
عبور مي‌كند آيا كسي؟ نمي‌دانم!

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1384ساعت 12:12  توسط ياسي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
...

نوشته های پیشین
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
پیوندها

  پسری از آسمان
  جیغ
  دل نوشته های يک دل
  غنچه
  کلک خيال انگيز
  آستان جانان
  شب مهتابي
  سرزمین اسرار
  پاییز
  .: نازی و نازگلک :.
  یکی مثل تو
  پسری تنها
  عشــــــــــق + عشــــــق
  يك فاحشه ... يك پيامبر
  فتو بلاگ رامین
  قطره قطره
  دنیای کوچک من
  کاش قلب در چهره انسان نمایان بود
  شعر و احساس
سمیرا همیشه در قلب و وجود من ماندگاری...
  نیستان
  خانه دوست کجاست؟؟؟
  ...::: شبهای مهتابی :::...
  تارا و سیاوش
  روی پلکه شب
  یاس
  دلبستگان
  ماه شب چهارده
  عشق *شعر* ساخت لوگوي مجاني
  آلاچيق
  تك ستاره
  التماس
  یادداشتهای پراکنده یک عاشق ولگرد!
  عاملیت مجاز پخش سوتی!
 
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

#FFFFFF